حسين علوى مهر
37
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
و بطنه تأويله » . « 1 » اين روايت ، بطن قرآن را « تأويل » آن ناميده است . بنابراين ، اگر آيهء إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ « 2 » را چنين تفسير كرديم : « خداوند از آسمان ، آبى را نازل و در روى زمين نهرهاى روان جارى ساخته آن گاه انواع نباتات به واسطهء آن مىرويد و به همهء موجودات نيز حيات مىدهد ، حال اگر اين آب با از بين رفتن قشر نفوذ ناپذيرد زمين در درون زمين فرو رود هيچ ابزار يا انسان قوى پنجهاى نمىتواند آبى را استخراج كند . » اين معناى ظاهرى و تفسير آيه است . اما اگر گفتيم مراد اين است كه : « وقتى حجت خدا و امام زمان - عجل اللّه فرجه الشريف - از ميان شما رفت ( يا غايب شد ) چه كسى است كه امام و حجت ديگرى را به شما بدهد تا شما را در اين زندگى دنيا هدايت كند . « 3 » » اين تأويل آيه فوق مىباشد . از طرفداران اين نظريه مىتوان ابو طالب تغلبى « 4 » و از ميان معاصران آية اللّه معرفت ، مؤلف كتاب « التمهيد فى علوم القرآن « 5 » » را نام برد . نقد و بررسى اين ديدگاه نيز داراى اشكالاتى است كه به برخى از آنها اشارت مىگردد : الف . روايات « بطن » تنها مربوط به يك قسم از آيات يعنى آيات متشابه است و منظور از تأويل در آنها تأويل متشابهات است ؛ چنان كه در ذيل روايتى كه امام باقر عليه السّلام باطن قرآن را تأويل ناميد به آيهء شريفهء وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ « 6 » كه مربوط به متشابهات مىباشد استشهاد نموده است . بنابراين ، روايات بطن تنها يك مورد از موارد گوناگون استعمال واژهء تأويل در قرآن را
--> ( 1 ) عياشى سمرقندى ، تفسير عياشى ، ج 1 / 11 . ( 2 ) ملك / 30 . ( 3 ) ر . ك : التمهيد ، ج 3 / 28 . ( 4 ) ر . ك : الاتقان ، ج 4 / 161 و ترجمهء الاتقان ، ج 2 / 550 . ( 5 ) التمهيد ، ج 3 / 28 . ايشان يك معناى ديگر نيز براى تأويل در متشابهات بيان مىكنند و آن ردّ و رفع شبهه به جاى اصلى خود است . معرفت ، علوم قرآنى / ص 274 . ( 6 ) بحار الانوار ، ج 92 / 97 - 89 / 92 .